محمد رایانمحمد رایان، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره

رایان بزرگ مرد کوچک

این روزها

سلام تربچه خاله...... سلام دوستهای مهربون ببخشیید که دیر به دیر میام سر بزنم به وبلاگت و مطلب بذارم این روزها بخاطر روزه خیلی خسته هستم سعی میکنم همش بخوابم . این روزها با روروک همه جا خونه میری بعضی وقتها گوشی خاله  رو برمیداری با رورروک فرار میکنی میری اگر پشت سرت بیام جیغ میزنی الهی من فدای بازی کردنت برم .الهی همیشه سالم و سرحال باشی . همین جا از همه خاله های مهربون تشکر میکنم که وقتی آف هستم نظر میدن ...
17 مرداد 1391

تولد 6 ماهگی

سلام  جیگرم ....سلام نفسم .... امروز تولد ٦ ماهگی شما هست به خاطر همین بابا محسن جون و مامان میترا اقوام رستوران آراد افطاری دعوت کردن .از بابا  محسن و مامان میترا خیلی ممنون .امیدوارم همیشه سایه پر مهرشون بالا سرت باشه    تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما  تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا           روز میلاد تو، روزصدور شناسنامه عشق است! عشق من تولدت مبارک   راستی عزیزم فردا واکسن شش ماهگی داری خیلی نگرانت هستیم     ...
11 مرداد 1391

عکسهای خوشکل

سلام نفسم , سلام عشقم , سلام طلای خاله این  روزها حسابی کلافه هستی بخاطر دندونات ,الهی که زودتر مرواریدهای خوشکلت در بیان صبح ها که با من تو اتاق هستی برات شعر میخونم.مثل یک مرد گوش میدی اگر میلت باشه دست هم میزنی الهی دورت بگردم رایان جونم چند تا عکس از این روزهای اخر ٥ ماهگیت گرفتیم میزارم تا وقتی بزرگ شدی ببینی ونگی خاله از ٥ ماهگیم عکس نذاشت دوست دارم عسلم    اخ الهی خاله قربون اون عینک زدنت بره جیگگگگگگگگگگگگررررررررررر ططططططططططلللااااا عاشق نگاه کردنت هستم عسسسسسسسللللللللللللللللل ابن جا هم طرقبه مشهد هست حسابی خوش گدشت جای همه خاله ها و دوستان خالی بود ...
4 مرداد 1391

رایان جونم اووففففففففف شده

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی الهی خاله فدات بشه دو روز بود که خیلی مریض بودی . تب داشتی. بی حوصله بودی.نق نق میکردی مامان جونی حسابی غصه میخورد یکسره واسه شما انواع سرلاک , عرق گوشت درست میکرد تا وزن پسری کم نشه الهی خاله فدای چشمهای نازت بره.خدا کنه زودتر مروارید های خوشکلت در بیاد یک جشن توپ برای شما بگیریم.   این هم یک شعر خوشکل برای شما رایان جونم   الهی من فدای تو چیکار کنم برای تو اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو ...
1 مرداد 1391

ماه رمضان مبارک

خالق من "بهشتی "دارد ، نزدیک ،زیبا ، و بزرگ و "دوزخی " دارد ، به گمانم کوچک و بعید و در پی دلیلی ست که ببخشد ما را ، گاهی به بهانه یک دعا در حق دیگری .... شاید امروز آن روز بی دلیل باشد. دعا گویت هستم ، دعایم کن . رمضان مبارک... ...
1 مرداد 1391

اولین سفر زیارتی جوجو

سلام عشق دوست داشتنی خاله بعد از تولد ٥ ماهگی با مامان جون, بابا جون ,مامان میترا و بابا محسن ومتین رفتیم مشهد پسر خیلی خیلی گلی بودی اصلا اذیت نکردی شب تا دیر وقت بیرون بودیم شما هم مثل یک مرد همراه ما بودی الهی خاله جیگرتو بخوره وقتی هم میرسیدم راحت میخوابیدی .حرم امام رضا هم رفتیم شما هم به امام رضا با زبون خودت سلام کردی امیدوارم امام رضا همیشه پشت و پناه خانواده و شما جیگر طلا باشه. arrow, valentine, love, fly, hover, lovestruck" width="92" height="82" /> arrow, valentine, love, fly, hover, lovestruck" width="92" height="82" /> arrow, valentine, love, fly, hover, lovestruck" width="92" height="82" /> arrow, valentine, lov...
25 تير 1391

تولد پنج ماهگی نفس

سلام به همه دوستان مهربون که تو این مدتی که نبودیم نظر گذاشته بودن و جویای حال ما شدن ممنون عشق خاله ,نفس خاله ,طلا خاله, سلام سلام هزارتا سلام  اول از هر چیزی تولد بابا محسن و تولد 5 ماهگی جیگر مبارک.بله خاله جون تولد پنج ماهگی شما با تولد 32 سالگی بابا محسن یک روز شد .مامان میترا حسابی سنگ تموم گذاشت و به شما و بابایی خیلی خوش گذشت بابا محسن که حسابی سوپر رایز شده بود و شما هم که فقط ذوق کرده بودی و فضولی الهی من جیگر شما رو بخورم              الهی خاله فدای دستهای نازت بشه که این طوری تو کیک  میزنی  عشق خاله هستی   ب     &nb...
23 تير 1391

دردونه

سلام سلام گل پسری قند عسلی سلام سلام صدتا سلام این چندروز فقط دراختیار دردونه بودم  چون مامانی خیلی کار داشت!همش باید مواظبش باشم شیطونی نکنه حالا خوبه هنوز چهاردستو پا نمیره خودشو روی زمین میکشه و غافل که بشی خرابکاریشو کرده الان چند نمونه شاهکاراشو میگم  براش سرلاک آماده کرده بودم و رفتم آب بیارم که موقع برگشتن دیدم ظرف سرلاکو روی فرش برگردونده و تاپ تاپ هم میزنه روش  بردمش حموم وقتی امدیم مامان جون براش اب سیب حاضر داشت خواستم بدم بخوری که باز شیطون کردی دست ناز تو زدی تو ظرف اب سیب .من عاشق این شیطونی ها هستم   ...
12 تير 1391

بدون عنوان

رایان عزیزم: آرزو میکنم شکفتن هر برگ آمینی باشد برای آرزوهای قشنگت  دریا هر چقدر از ساحل دور بشه ساحل باز هم کنارش میمونه ساحلتم دریای من رایان نازنينم اين گل را تقديم تو مي كنم  برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست    رایان نازنينم اين گل را تقديم تو مي كنم  برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست  ...
6 تير 1391